اصطلاحات دریایی — فرهنگ جامع واژگان انگلیسی

اصطلاحات دریایی — فرهنگ جامع واژگان انگلیسی

📅 ۱۴۰۵/۴/۱۷★★★★★ ۴.۸⏱ ۲۵ دقیقه💬 ۴ نظر
ناوبری و تجهیزات دریایی
واژه‌نامه تصویری — اصطلاحات انگلیسی که در مقالات ماریتک می‌بینید

در مقالات ماریتک از واژه‌های انگلیسی تخصصی دریایی استفاده شده است. این راهنمای جامع معنی اصطلاحات دریانوردی به انگلیسی را به فارسی توضیح می‌دهد تا بدون مراجعه مکرر به دیکشنری، مطالب را راحت‌تر بخوانید. برای یادگیری عملی به بخش آموزش و برای تجهیزات به محصولات سر بزنید.

یکی از تخصصی‌ترین و قدیمی‌ترین اصطلاحات دنیا مربوط به حوزه دریانوردی است. این اصطلاحات ریشه در قرن‌ها تجربه دریانوردان دارد و هنوز هم در بین فعالین این بخش استفاده می‌شود.

اصطلاحات موتور و شناور به انگلیسی

اصطلاحات موتور و شناور به انواع آن‌ها و بخش‌های مختلف اشاره دارد:

ردیف اصطلاح دریانوردی به انگلیسی معنای فارسی توضیحات
1 Outboard برون‌بند موتور قایق که بیرون عقب شناور نصب می‌شود؛ رایج‌ترین نوع برای قایق‌های تفریحی ایران.
2 Inboard درون‌بند موتور داخل بدنه شناور؛ معمولاً در یات و شناورهای بزرگ
3 HP / Horsepower اسب‌بخار واحد توان موتور؛ مثلاً Suzuki DF350A یعنی حدود ۳۵۰ HP.
4 Propeller / Prop پروانه / ملخ قطعه چرخان انتقال نیرو به آب که در کشتی‌های موتوری نیروی پیش‌برنده ایجاد ‏می‌کند
5 Pitch گام ملخ فاصله نظری جلو رفتن پروانه در یک دور
6 Impeller آب‌پاش پروانه کوچک پمپ آب خنک‌کاری؛ در آب شور خلیج فارس هر ۱–۲ فصل تعویض شود
7 Trim تریم زاویه موتور برای تعادل و مصرف سوخت
8 Transom دیواره عقب محل نصب موتور برون‌بند
9 Planning / Plane پلانینگ حالت سر خوردن قایق روی سطح آب
12 Dual Prop دو پروانه سیستم دو ملخ برای مانور و کشش بهتر

موتور برون‌بند Outboard

اصطلاحات مربوط به کشتی و بخش‌های مختلف آن

اصطلاحات دیگری نیز در این بخش مطرح می‌شود که مربوط به قسمت‌های مختلف و اصلی کشتی یا شناور می‌شود. این اصطلاحات عبارتند از:

ردیف اصطلاح دریانوردی به انگلیسی معنای فارسی توضیحات
1 Bow

 

سینه / دماغه کشتی قسمت جلویی کشتی. همیشه وقتی می‌گویند «به سمت bow برو»، منظور جلو است.
2 Stern پاشنه / عقب کشتی قسمت پشتی کشتی‎
3 Hull بدنه کشتی قسمت اصلی شناور کشتی که روی آب قرار دارد
4 Keel کیل / استخوان زیرین ستون مرکزی و اصلی زیر بدنه که استحکام کشتی ‏را تأمین می‌کند و از واژگون شدن جلوگیری ‏می‌کند
5 Deck عرشه سطح افقی کشتی که روی آن راه می‌روید
6 Mast دکل ستون عمودی بلند که بادبان‌ها به آن وصل ‏می‌شوند‎.‎
7 Boom بوم / تیر افقی تیر افقی که به پایین بادبان اصلی وصل است و ‏زاویه بادبان را کنترل می‌کند‎.‎
8 Rudder سکان / فرمان کشتی صفحه عمودی در عقب کشتی که با چرخاندن آن ‏جهت حرکت تغییر می‌کند
9 Bulkhead دیواره داخلی / تیغه دیوارهای عمودی داخل کشتی که فضاها را از هم جدا ‏می‌کنند (مخصوصاً برای جلوگیری از ورود آب)‏
10 Bilge کف داخلی / بیلیج پایین‌ترین قسمت داخل بدنه که آب جمع می‌شود و باید ‏پمپاژ شود‎.‎
11 Bridge پل فرماندهی جایی که کاپیتان و افسران کشتی را هدایت می‌کنند
12 Galley آشپزخانه کشتی آشپزخانه روی کشتی
13 Cabin کابین / اتاق اتاق خواب یا اقامت روی کشتی
14 Hatch دریچه عرشه بازشوی روی عرشه برای دسترسی به انبار یا فضای زیرین
15 Porthole دریچه گرد پنجره‌های گرد کوچک روی بدنه کشتی
16 Gunwale ‎‎(Gunnel)‎‎ لبه بالایی بدنه لبه بالایی دیواره کناری قایق یا کشتی
17 Freeboard ارتفاع آزاد فاصله عمودی از سطح آب تا لبه عرشه.
18 Draft ‎‎(Draught)‎ آبخور عمق کشتی زیر سطح آب (چقدر از بدنه در آب فرو رفته)‏‎.‎

قایق تندرو Speedboat

اصطلاحات دریانوردی رایج بین خدمه کشتی

برای جهت‌ها و موقعیت‌های مختلف روی کشتی و شناور نیز اصطلاحات دریانوردی خاصی به انگلیسی استفاده می‌شود که می‌توانید آن‌ها را در جدول زیر مشاهده کنید:

ردیف اصطلاح دریانوردی به انگلیسی معنای فارسی توضیحات
1 Port سمت چپ سمت چپ کشتی وقتی رو به جلو‎ (bow) ‎ایستاده‌اید‏
2 Starboard سمت راست سمت راست کشتی وقتی رو به جلو ایستاده‌اید‎.‎
3 Aft / After به سمت عقب به سمت‎ عقب کشتی ‎حرکت کردن یا بودن
4 Forward / ‎Fore به سمت جلو به سمت‎  جلوی کشتی‎ ‎حرکت ‏کردن یا بودن
5 Amidship وسط کشتی قسمت میانی کشتی (نه جلو و نه عقب)‏‎.‎
6 Abeam پهلو / عمود بر ‏کشتی چیزی که دقیقاً در سمت راست یا چپ کشتی قرار دارد (۹۰ ‏درجه)‏‎
7 Astern پشت سر / عقب پشت کشتی یا حرکت به عقب
8 Ahead جلو مستقیم رو به جلو
9 Aloft بالا / روی دکل بالای عرشه، روی دکل یا بادبان‌ها
10 Below پایین / زیر عرشه رفتن به فضای زیر عرشه
11 Windward سمت باد سمتی که باد از آن می‌وزد
12 Leeward سمت پناه / پشت ‏به باد سمتی که از باد محفوظ است

ناوبری و الکترونیک، جهت‌یابی و اصطلاحات آن (Navigation‎)

اصطلاحات مربوط به ناوبری و جهت‌یابی از مهم‌ترین عبارت‌هایی هستند که فعالین این حوزه باید از آن‌ها اطلاع داشته باشند. مهم‌ترین و پرکاربردترین اصطلاحات ناوبری دریایی به انگلیسی در جدول زیر آورده شده است:

ردیف اصطلاح دریانوردی به انگلیسی معنای فارسی توضیحات
1 Compass قطب‌نما وسیله تعیین جهت
2 Chart نقشه دریایی نقشه مخصوص دریا که عمق، خطرات و علائم را نشان ‏می‌دهد
3 Course مسیر / کورس جهتی که کشتی در حال حرکت به آن است
4 Bearing آزیموت / جهت ‏نسبی زاویه جهت یک شیء نسبت به کشتی
5 Knot گره واحد سرعت دریایی (یک گره = یک مایل دریایی در ‏ساعت)‏‎.‎
6 Nautical Mile مایل دریایی واحد مسافت دریایی (تقریباً ۱۸۵۲ متر)‏
7 Log لاگ وسیله اندازه‌گیری سرعت کشتی یا دفتر ثبت روزانه
8 Dead ‎Reckoning محاسبه تقریبی ‏موقعیت تخمین موقعیت بر اساس سرعت، جهت و زمان بدون کمک ‏ابزار دقیق
9 Pilot راهنما / پیلوت فردی که آب‌های محلی را خوب می‌شناسد و کشتی را در ‏بندر راهنمایی می‌کند
10 GPS (Global Positioning System) سامانه موقعیت‌یابی جهانی؛ پایه تمام ناوبری مدرن  
11 Chartplotter چارت‌پلاتر نمایشگر نقشه دریایی الکترونیکی (مثل Garmin GPSMAP)
12 Waypoint نقطه مسیر موقعیت ذخیره‌شده برای مسیریابی
13 AIS (Automatic Identification System) نمایش موقعیت شناورهای دیگر  
14 Radar رادار تشخیص اهداف با امواج رادیویی؛ مفید در شب و مه
15 Sonar / Fishfinder سونار / ماهی‌یاب نمایش عمق و اجسام زیر آب
16 LiveScope   سونار زنده Garmin برای تصویر لحظه‌ای زیر آب
17 NMEA 2000 استاندارد اتصال سنسورهای دریایی  
18 ECHOMAP سری چارت‌پلاتر Garmin  

اصطلاحات ارتباطات و ایمنی در دریا و اقیانوس‌ها

خدمه کشتی‌ها و شناورها برای ارتباط در زمان اضطراری و شرایط آب‌وهوایی خطرناک مثل طوفان نیز از کلیدواژه‌های خاصی استفاده می‌کنند. پرکاربردترین این کلیدوازه‌ها به انگلیسی و ترجمه آن‌ها عبارتند از:

ردیف اصطلاح دریانوردی به انگلیسی معنای فارسی توضیحات
1 VHF (Very High Frequency) رادیوی باند دریایی کانال 16 برای اضطرار
2 Mayday میدی فراخوان اضطراری بین‌المللی (خطر جانی).
3 Man ‎overboard مرد به دریا فریاد خطر وقتی کسی از کشتی به آب می‌افتد
4 Current جریان آب حرکت افقی آب
5 Tide جزر و مد بالا و پایین رفتن سطح آب دریا
6 Wake رد آب موج و آب آشفته‌ای که پشت کشتی باقی ‏می‌ماند
7 Adrift سرگردان کشتی بدون کنترل و بدون لنگر شناور است
8 Aground به گل نشسته کشتی به کف دریا یا ساحل گیر کرده است

تجهیزات ایمنی دریایی

غواصی و اصطلاحات تخصصی انگلیسی آن

در غواصی نیز اصطلاحات مختلفی وجود دارد که بهتر است غواصان از عبارت‌های زیر اطلاع داشته باشند:

ردیف اصطلاح دریانوردی به انگلیسی معنای فارسی توضیحات
1 Scuba اسکوبا غواصی با سیلندر هوا/گاز مستقل از سطح
2 BCD (Buoyancy Control Device) جلیقه کنترل شناوری جلیقه مخصوص برای غواصی اسکوبا
3 Regulator رگولاتور تنظیم فشار هوا برای تنفس
4 Nitrox   مخلوط گاز با اکسیژن بیشتر از هوا
5 Trimix   گاز سه‌جزئی داخل سیلندر هوا برای غواصی عمق زیاد
6 PADI فدراسیون بین‌المللی آموزش غواصی  
7 Descent سری ساعت غواصی Garmin  
8 No-Decompression Limit حداکثر زمان ایمن در عمق بدون توقف  

غواصی Scuba

اصطلاحات مربوط به نگهداری و فنی موتور قایق و کشتی

اصطلاحات زیر در حوزه موتور و نگهداری از آن استفاده می‌شوند:

ردیف اصطلاح دریانوردی به انگلیسی معنای فارسی توضیحات
1 100hr service سرویس ۱۰۰ ساعته بازرسی دوره‌ای پس از ۱۰۰ ساعت کارکرد موتور
2 Spark plug شمع قطعه احتراق موتور
3 Water-separating filter فیلتر جداکننده آب از سوخت  
4 Antifouling ضدجلبک رنگ زیر بدنه کشتی یا قایق که خاصیت ضد جلبک دارد
5 Anode / Zinc آند قطعه‌ای که برای جلوگیری از خوردگی و زنگ‌زدگی قطعات قایق یا کشتی استفاده می‌شود.
6 AGM battery   باتری سیلد مناسب محیط دریایی
7 Galvanic corrosion   خوردگی بین فلزات مختلف در آب شور

سرویس موتور دریایی

اصطلاحات دریانوردی به انگلیسی مربوط به رویدادها و حوزه تجارت

در رویدادها و حوزه تجارت دریایی نیز از کلمات تخصصی مختلفی استفاده می‌شود. شما می‌توانید در جدول زیر این اصطلاحات را همراه معنای فارسی آن‌ها بخوانید.

ردیف اصطلاح دریانوردی به انگلیسی معنای فارسی توضیحات
1 Jet-ski / Waverunner موتورسیکلت آب جت اسکی
2 Yacht یات شناور تفریحی لوکس
3 Boat show   نمایشگاه قایق
4 CE   نشان انطباق با استاندارد اروپایی روی تجهیزات
5 IMO   سازمان بین‌المللی دریانوردی
6 ABYC   استاندارد ساخت قایق آمریکا
7 VLCC‏ (‏Very Large ‎Crude Carrier‎‏)‏ نفتکش بسیار ‏بزرگ نفتکش‌هایی با ظرفیت ‏حدود ۲ میلیون بشکه‏ ‏نفت یا انواع میعانات
8 ULCC‏ (‏Ultra Large ‎Crude Carrier‎‏)‏ نفتکش ‏فوق‌العاده ‏بزرگ ‏نفتکش‌های فوق‌العاده ‏بزرگ  
9 LNG Carrier ناوبر گاز مایع کشتی‌های حمل گاز ‏طبیعی مایع ‏
10 Vessel seizure / ‎Detention توقیف کشتی توقف و بازرسی کشتی توسط ‏
11 Naval escort اسکورت ‏دریایی همراهی کشتی‌های تجاری توسط ناوهای جنگی برای ‏امنیت
12 War risk insurance بیمه ریسک ‏جنگ بیمه‌ای که شرکت‌های کشتیرانی در زمان تنش مجبورند ‏بخرند و هزینه آن به‌شدت بالا می‌رود‎.‎
13 Mining مین‌گذاری تهدید یا عمل گذاشتن مین دریایی در مسیر کشتی‌ها
14 Forced deviation / ‎Rerouting تغییر مسیر اجباری وادار کردن کشتی به تغییر مسیر
15 Danger zone / ‎Exclusion zone منطقه خطر محدوده‌ای که اعلام می‌شود کشتی‌ها نباید وارد آن ‏شوند
16 Transit Passage عبور ‏ترانزیت رژیم حقوقی اصلی تنگه‌های بین‌المللی طبق کنوانسیون حقوق دریاها (UNCLOS). کشتی‌ها حق عبور سریع و بدون توقف دارند.
17 Innocent Passage عبور بدون ضرر عبوری که به صلح، نظم یا امنیت کشور ساحلی آسیب نزند. ‏ایران بیشتر روی این مفهوم تأکید دارد

اصطلاحات دریانوردی در مورد خدمه و رتبه‌های آن‌ها

برای نام بردن خدمه و ملوان‌ها در کشتی نیز اصطلاحات مشخصی وجود دارد. این اصطلاحات عبارتند از:

ردیف اصطلاح دریانوردی به انگلیسی معنای فارسی توضیحات
1 Captain / Master ناخدا / کاپیتان فرمانده اصلی کشتی.
2 Skipper اسکپر معمولاً برای قایق‌های تفریحی یا کوچک به کار می‌رود (فرمانده).
3 Mate افسر کمک / میت افسر زیر دست کاپیتان.
4 Crew خدمه تمام افرادی که روی کشتی کار می‌کنند.
5 Helmsman سکان‌دار کسی که سکان را نگه می‌دارد.
6 Deckhand ملوان عرشه کسی که کارهای عمومی عرشه را انجام می‌دهد.
7 Bosun ‎‎(Boatswain)‎ بوسان مسئول طناب‌ها، بادبان‌ها و کارهای عرشه.

سخن پایانی:

واژه‌ای در مقالات دیدید که اینجا نیست؟ در بخش نظرات همان مقاله بپرسید تا به این فهرست اضافه شود — یا در اخبار دریایی دنبال کنید.

در حال بروزرسانی هستیم — فروشگاه و قیمت‌ها موقتاً غیرفعال است.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

روی ستاره‌ها کلیک کنید

دیدگاه‌های دیگران

  1. ★★★★★ ۵/۵

    ممنونم از شما خب چرا فارسی رو استفاده نمیکنیم حتما باید انگلیسی باشه مگه فرهنگ خودمون چه ایرادی داره؟

    1. ★★★★ ۴/۵

      کجا میشه کلاس حضوری رفت که اینارو کامل یاد بگیریم چرا سایت شما شماره تماسی نداره؟

  2. ★★★★★ ۵/۵

    هرچی تو دیکشنری و ترنسلیت گوگل سرچ میکردم ترجمه تخصصی رو پیدا نمیکردم ممنون از سایت خوب شما واقعا لازم داشتم