
در مقالات ماریتک از واژههای انگلیسی تخصصی دریایی استفاده شده است. این راهنمای جامع معنی اصطلاحات دریانوردی به انگلیسی را به فارسی توضیح میدهد تا بدون مراجعه مکرر به دیکشنری، مطالب را راحتتر بخوانید. برای یادگیری عملی به بخش آموزش و برای تجهیزات به محصولات سر بزنید.
یکی از تخصصیترین و قدیمیترین اصطلاحات دنیا مربوط به حوزه دریانوردی است. این اصطلاحات ریشه در قرنها تجربه دریانوردان دارد و هنوز هم در بین فعالین این بخش استفاده میشود.
اصطلاحات موتور و شناور به انگلیسی
اصطلاحات موتور و شناور به انواع آنها و بخشهای مختلف اشاره دارد:
| ردیف | اصطلاح دریانوردی به انگلیسی | معنای فارسی | توضیحات |
| 1 | Outboard | برونبند | موتور قایق که بیرون عقب شناور نصب میشود؛ رایجترین نوع برای قایقهای تفریحی ایران. |
| 2 | Inboard | درونبند | موتور داخل بدنه شناور؛ معمولاً در یات و شناورهای بزرگ |
| 3 | HP / Horsepower | اسببخار | واحد توان موتور؛ مثلاً Suzuki DF350A یعنی حدود ۳۵۰ HP. |
| 4 | Propeller / Prop | پروانه / ملخ | قطعه چرخان انتقال نیرو به آب که در کشتیهای موتوری نیروی پیشبرنده ایجاد میکند |
| 5 | Pitch | گام ملخ | فاصله نظری جلو رفتن پروانه در یک دور |
| 6 | Impeller | آبپاش | پروانه کوچک پمپ آب خنککاری؛ در آب شور خلیج فارس هر ۱–۲ فصل تعویض شود |
| 7 | Trim | تریم | زاویه موتور برای تعادل و مصرف سوخت |
| 8 | Transom | دیواره عقب | محل نصب موتور برونبند |
| 9 | Planning / Plane | پلانینگ | حالت سر خوردن قایق روی سطح آب |
| 12 | Dual Prop | دو پروانه | سیستم دو ملخ برای مانور و کشش بهتر |

اصطلاحات مربوط به کشتی و بخشهای مختلف آن
اصطلاحات دیگری نیز در این بخش مطرح میشود که مربوط به قسمتهای مختلف و اصلی کشتی یا شناور میشود. این اصطلاحات عبارتند از:
| ردیف | اصطلاح دریانوردی به انگلیسی | معنای فارسی | توضیحات |
| 1 | Bow
|
سینه / دماغه کشتی | قسمت جلویی کشتی. همیشه وقتی میگویند «به سمت bow برو»، منظور جلو است. |
| 2 | Stern | پاشنه / عقب کشتی | قسمت پشتی کشتی |
| 3 | Hull | بدنه کشتی | قسمت اصلی شناور کشتی که روی آب قرار دارد |
| 4 | Keel | کیل / استخوان زیرین | ستون مرکزی و اصلی زیر بدنه که استحکام کشتی را تأمین میکند و از واژگون شدن جلوگیری میکند |
| 5 | Deck | عرشه | سطح افقی کشتی که روی آن راه میروید |
| 6 | Mast | دکل | ستون عمودی بلند که بادبانها به آن وصل میشوند. |
| 7 | Boom | بوم / تیر افقی | تیر افقی که به پایین بادبان اصلی وصل است و زاویه بادبان را کنترل میکند. |
| 8 | Rudder | سکان / فرمان کشتی | صفحه عمودی در عقب کشتی که با چرخاندن آن جهت حرکت تغییر میکند |
| 9 | Bulkhead | دیواره داخلی / تیغه | دیوارهای عمودی داخل کشتی که فضاها را از هم جدا میکنند (مخصوصاً برای جلوگیری از ورود آب) |
| 10 | Bilge | کف داخلی / بیلیج | پایینترین قسمت داخل بدنه که آب جمع میشود و باید پمپاژ شود. |
| 11 | Bridge | پل فرماندهی | جایی که کاپیتان و افسران کشتی را هدایت میکنند |
| 12 | Galley | آشپزخانه کشتی | آشپزخانه روی کشتی |
| 13 | Cabin | کابین / اتاق | اتاق خواب یا اقامت روی کشتی |
| 14 | Hatch | دریچه عرشه | بازشوی روی عرشه برای دسترسی به انبار یا فضای زیرین |
| 15 | Porthole | دریچه گرد | پنجرههای گرد کوچک روی بدنه کشتی |
| 16 | Gunwale (Gunnel) | لبه بالایی بدنه | لبه بالایی دیواره کناری قایق یا کشتی |
| 17 | Freeboard | ارتفاع آزاد | فاصله عمودی از سطح آب تا لبه عرشه. |
| 18 | Draft (Draught) | آبخور | عمق کشتی زیر سطح آب (چقدر از بدنه در آب فرو رفته). |

اصطلاحات دریانوردی رایج بین خدمه کشتی
برای جهتها و موقعیتهای مختلف روی کشتی و شناور نیز اصطلاحات دریانوردی خاصی به انگلیسی استفاده میشود که میتوانید آنها را در جدول زیر مشاهده کنید:
| ردیف | اصطلاح دریانوردی به انگلیسی | معنای فارسی | توضیحات |
| 1 | Port | سمت چپ | سمت چپ کشتی وقتی رو به جلو (bow) ایستادهاید |
| 2 | Starboard | سمت راست | سمت راست کشتی وقتی رو به جلو ایستادهاید. |
| 3 | Aft / After | به سمت عقب | به سمت عقب کشتی حرکت کردن یا بودن |
| 4 | Forward / Fore | به سمت جلو | به سمت جلوی کشتی حرکت کردن یا بودن |
| 5 | Amidship | وسط کشتی | قسمت میانی کشتی (نه جلو و نه عقب). |
| 6 | Abeam | پهلو / عمود بر کشتی | چیزی که دقیقاً در سمت راست یا چپ کشتی قرار دارد (۹۰ درجه) |
| 7 | Astern | پشت سر / عقب | پشت کشتی یا حرکت به عقب |
| 8 | Ahead | جلو | مستقیم رو به جلو |
| 9 | Aloft | بالا / روی دکل | بالای عرشه، روی دکل یا بادبانها |
| 10 | Below | پایین / زیر عرشه | رفتن به فضای زیر عرشه |
| 11 | Windward | سمت باد | سمتی که باد از آن میوزد |
| 12 | Leeward | سمت پناه / پشت به باد | سمتی که از باد محفوظ است |
ناوبری و الکترونیک، جهتیابی و اصطلاحات آن (Navigation)
اصطلاحات مربوط به ناوبری و جهتیابی از مهمترین عبارتهایی هستند که فعالین این حوزه باید از آنها اطلاع داشته باشند. مهمترین و پرکاربردترین اصطلاحات ناوبری دریایی به انگلیسی در جدول زیر آورده شده است:
| ردیف | اصطلاح دریانوردی به انگلیسی | معنای فارسی | توضیحات |
| 1 | Compass | قطبنما | وسیله تعیین جهت |
| 2 | Chart | نقشه دریایی | نقشه مخصوص دریا که عمق، خطرات و علائم را نشان میدهد |
| 3 | Course | مسیر / کورس | جهتی که کشتی در حال حرکت به آن است |
| 4 | Bearing | آزیموت / جهت نسبی | زاویه جهت یک شیء نسبت به کشتی |
| 5 | Knot | گره | واحد سرعت دریایی (یک گره = یک مایل دریایی در ساعت). |
| 6 | Nautical Mile | مایل دریایی | واحد مسافت دریایی (تقریباً ۱۸۵۲ متر) |
| 7 | Log | لاگ | وسیله اندازهگیری سرعت کشتی یا دفتر ثبت روزانه |
| 8 | Dead Reckoning | محاسبه تقریبی موقعیت | تخمین موقعیت بر اساس سرعت، جهت و زمان بدون کمک ابزار دقیق |
| 9 | Pilot | راهنما / پیلوت | فردی که آبهای محلی را خوب میشناسد و کشتی را در بندر راهنمایی میکند |
| 10 | GPS (Global Positioning System) | سامانه موقعیتیابی جهانی؛ پایه تمام ناوبری مدرن | |
| 11 | Chartplotter | چارتپلاتر | نمایشگر نقشه دریایی الکترونیکی (مثل Garmin GPSMAP) |
| 12 | Waypoint | نقطه مسیر | موقعیت ذخیرهشده برای مسیریابی |
| 13 | AIS (Automatic Identification System) | نمایش موقعیت شناورهای دیگر | |
| 14 | Radar | رادار | تشخیص اهداف با امواج رادیویی؛ مفید در شب و مه |
| 15 | Sonar / Fishfinder | سونار / ماهییاب | نمایش عمق و اجسام زیر آب |
| 16 | LiveScope | سونار زنده Garmin برای تصویر لحظهای زیر آب | |
| 17 | NMEA 2000 | استاندارد اتصال سنسورهای دریایی | |
| 18 | ECHOMAP | سری چارتپلاتر Garmin |
اصطلاحات ارتباطات و ایمنی در دریا و اقیانوسها
خدمه کشتیها و شناورها برای ارتباط در زمان اضطراری و شرایط آبوهوایی خطرناک مثل طوفان نیز از کلیدواژههای خاصی استفاده میکنند. پرکاربردترین این کلیدوازهها به انگلیسی و ترجمه آنها عبارتند از:
| ردیف | اصطلاح دریانوردی به انگلیسی | معنای فارسی | توضیحات |
| 1 | VHF (Very High Frequency) | رادیوی باند دریایی | کانال 16 برای اضطرار |
| 2 | Mayday | میدی | فراخوان اضطراری بینالمللی (خطر جانی). |
| 3 | Man overboard | مرد به دریا | فریاد خطر وقتی کسی از کشتی به آب میافتد |
| 4 | Current | جریان آب | حرکت افقی آب |
| 5 | Tide | جزر و مد | بالا و پایین رفتن سطح آب دریا |
| 6 | Wake | رد آب | موج و آب آشفتهای که پشت کشتی باقی میماند |
| 7 | Adrift | سرگردان | کشتی بدون کنترل و بدون لنگر شناور است |
| 8 | Aground | به گل نشسته | کشتی به کف دریا یا ساحل گیر کرده است |
غواصی و اصطلاحات تخصصی انگلیسی آن
در غواصی نیز اصطلاحات مختلفی وجود دارد که بهتر است غواصان از عبارتهای زیر اطلاع داشته باشند:
| ردیف | اصطلاح دریانوردی به انگلیسی | معنای فارسی | توضیحات |
| 1 | Scuba | اسکوبا | غواصی با سیلندر هوا/گاز مستقل از سطح |
| 2 | BCD (Buoyancy Control Device) | جلیقه کنترل شناوری | جلیقه مخصوص برای غواصی اسکوبا |
| 3 | Regulator | رگولاتور | تنظیم فشار هوا برای تنفس |
| 4 | Nitrox | مخلوط گاز با اکسیژن بیشتر از هوا | |
| 5 | Trimix | گاز سهجزئی داخل سیلندر هوا برای غواصی عمق زیاد | |
| 6 | PADI | فدراسیون بینالمللی آموزش غواصی | |
| 7 | Descent | سری ساعت غواصی Garmin | |
| 8 | No-Decompression Limit | حداکثر زمان ایمن در عمق بدون توقف |

اصطلاحات مربوط به نگهداری و فنی موتور قایق و کشتی
اصطلاحات زیر در حوزه موتور و نگهداری از آن استفاده میشوند:
| ردیف | اصطلاح دریانوردی به انگلیسی | معنای فارسی | توضیحات |
| 1 | 100hr service | سرویس ۱۰۰ ساعته | بازرسی دورهای پس از ۱۰۰ ساعت کارکرد موتور |
| 2 | Spark plug | شمع | قطعه احتراق موتور |
| 3 | Water-separating filter | فیلتر جداکننده آب از سوخت | |
| 4 | Antifouling | ضدجلبک | رنگ زیر بدنه کشتی یا قایق که خاصیت ضد جلبک دارد |
| 5 | Anode / Zinc | آند | قطعهای که برای جلوگیری از خوردگی و زنگزدگی قطعات قایق یا کشتی استفاده میشود. |
| 6 | AGM battery | باتری سیلد مناسب محیط دریایی | |
| 7 | Galvanic corrosion | خوردگی بین فلزات مختلف در آب شور |

اصطلاحات دریانوردی به انگلیسی مربوط به رویدادها و حوزه تجارت
در رویدادها و حوزه تجارت دریایی نیز از کلمات تخصصی مختلفی استفاده میشود. شما میتوانید در جدول زیر این اصطلاحات را همراه معنای فارسی آنها بخوانید.
| ردیف | اصطلاح دریانوردی به انگلیسی | معنای فارسی | توضیحات |
| 1 | Jet-ski / Waverunner | موتورسیکلت آب | جت اسکی |
| 2 | Yacht | یات | شناور تفریحی لوکس |
| 3 | Boat show | نمایشگاه قایق | |
| 4 | CE | نشان انطباق با استاندارد اروپایی روی تجهیزات | |
| 5 | IMO | سازمان بینالمللی دریانوردی | |
| 6 | ABYC | استاندارد ساخت قایق آمریکا | |
| 7 | VLCC (Very Large Crude Carrier) | نفتکش بسیار بزرگ | نفتکشهایی با ظرفیت حدود ۲ میلیون بشکه نفت یا انواع میعانات |
| 8 | ULCC (Ultra Large Crude Carrier) | نفتکش فوقالعاده بزرگ نفتکشهای فوقالعاده بزرگ | |
| 9 | LNG Carrier | ناوبر گاز مایع | کشتیهای حمل گاز طبیعی مایع |
| 10 | Vessel seizure / Detention | توقیف کشتی | توقف و بازرسی کشتی توسط |
| 11 | Naval escort | اسکورت دریایی | همراهی کشتیهای تجاری توسط ناوهای جنگی برای امنیت |
| 12 | War risk insurance | بیمه ریسک جنگ | بیمهای که شرکتهای کشتیرانی در زمان تنش مجبورند بخرند و هزینه آن بهشدت بالا میرود. |
| 13 | Mining | مینگذاری | تهدید یا عمل گذاشتن مین دریایی در مسیر کشتیها |
| 14 | Forced deviation / Rerouting | تغییر مسیر اجباری | وادار کردن کشتی به تغییر مسیر |
| 15 | Danger zone / Exclusion zone | منطقه خطر | محدودهای که اعلام میشود کشتیها نباید وارد آن شوند |
| 16 | Transit Passage | عبور ترانزیت | رژیم حقوقی اصلی تنگههای بینالمللی طبق کنوانسیون حقوق دریاها (UNCLOS). کشتیها حق عبور سریع و بدون توقف دارند. |
| 17 | Innocent Passage | عبور بدون ضرر | عبوری که به صلح، نظم یا امنیت کشور ساحلی آسیب نزند. ایران بیشتر روی این مفهوم تأکید دارد |
اصطلاحات دریانوردی در مورد خدمه و رتبههای آنها
برای نام بردن خدمه و ملوانها در کشتی نیز اصطلاحات مشخصی وجود دارد. این اصطلاحات عبارتند از:
| ردیف | اصطلاح دریانوردی به انگلیسی | معنای فارسی | توضیحات |
| 1 | Captain / Master | ناخدا / کاپیتان | فرمانده اصلی کشتی. |
| 2 | Skipper | اسکپر | معمولاً برای قایقهای تفریحی یا کوچک به کار میرود (فرمانده). |
| 3 | Mate | افسر کمک / میت | افسر زیر دست کاپیتان. |
| 4 | Crew | خدمه | تمام افرادی که روی کشتی کار میکنند. |
| 5 | Helmsman | سکاندار | کسی که سکان را نگه میدارد. |
| 6 | Deckhand | ملوان عرشه | کسی که کارهای عمومی عرشه را انجام میدهد. |
| 7 | Bosun (Boatswain) | بوسان | مسئول طنابها، بادبانها و کارهای عرشه. |
سخن پایانی:
واژهای در مقالات دیدید که اینجا نیست؟ در بخش نظرات همان مقاله بپرسید تا به این فهرست اضافه شود — یا در اخبار دریایی دنبال کنید.
در حال بروزرسانی هستیم — فروشگاه و قیمتها موقتاً غیرفعال است.


دیدگاههای دیگران
ممنونم از شما خب چرا فارسی رو استفاده نمیکنیم حتما باید انگلیسی باشه مگه فرهنگ خودمون چه ایرادی داره؟
کجا میشه کلاس حضوری رفت که اینارو کامل یاد بگیریم چرا سایت شما شماره تماسی نداره؟
هرچی تو دیکشنری و ترنسلیت گوگل سرچ میکردم ترجمه تخصصی رو پیدا نمیکردم ممنون از سایت خوب شما واقعا لازم داشتم
میشه لطفا در مورد استاندارد NMEA 2000 هم آموزش بزارید؟